جزء برنامه هام بود که بازی مقابل ساوتهمپتون رو آنلاین ببینم اما خب نشد! منتظر موندم که بازی رو دانلود کنم و ببینم و بتونم براتون از بازی بگم. خلاصه اینکه میخوام بگم اگه 4 روز از بازی گذشته و تازه میخوام گزارش بازی رو بدم، به این خاطر بود که تازه بازی رو دانلود کردم. انشالله فردا پس فردا هم قسمت "آنچه این هفته فهمیدیم 3" رو می نویسم.
سیستم 1-3-2-4، سیستم جدید(وظایف بازیکنان)
خب.بریم سراغ بازی. فرگی برای سومین بازی متوالی از سیستم 1-3-2-4 استفاده کرد. این سیستم تقریبا همون سیستم 3-4-4 هست با این تفاوت که نقش یکی از هافبک ها جلوتر از بقیه و بین مدافعان و خط هافبک حریف است. این وظیفه را برای سومین بازی متوالی بر عهده کاگاوا گذاشته شد.
فرگی چند تا تغییر داشت. مهمترین تغییرش هم نیمکت نشینی ده خیا بود. ده خیا نباید بازی قبل اون اشتباه رو میکرد و این هم نتیجه ش! ضمن اینکه بعد از مدتها زوج خط دفاع چند سال اخیر یونایتد یعنی ویدیچ- فردیناند بالاخره توانستند کنار هم بازی کنند.رافائل و پاتریس اورا هم مدافعان کناری یونایتد بودند. با آمدن فردیناند، کریک تونست به خط هافبک برگرده و کنار کلورلی، عمق خط هافبک یونایتد را تشکیل میدادند. وظیفه این دو کنترل بازی و تصاحب میدان و همچنین تلاش برای تغییر جهت بازی از سمتی به سمت دیگر میدان بود. نقش کاگاوا هم در بالا ذکر شد و در خط حمله هم در مصدومیت رونی، فن پرسی در نوک پیکان و والنسیا و ولبک هم در نقش وینگر راست و چپ بازی کردند.وظیفه این 3 مهاجم علاوه بر طرح ریزی حملات، پرس بازیکنان ساوتهمپتون از همان زمین خودشان بود.
ساوتهمپتون حریف ساده ای نبود(ویژگی های بارز این تیم)
اما تیم ساوتهمپتون که اصلا حریف دست و پا بسته ای نبود، با سیستم 3-3-4 وارد میدان میشد. این سیستم در دفاع تبدیل به 1-5-4 میشد که همین کار رو برای یونایتد بسیار سخت کرد.با توجه به ضعف بازیکنان میانی یونایتد در مقابل هافبکهای اورتون و فولام، پیش بینی هم میشد که ساوتهمپتون اگه بخواد مقابل یونایتد بازی کنه باید مردان میانی قوی و خستگی ناپذیری داشته باشه و همینطور هم شد. کمربند 5 نفره بسیار قوی میانه میدان رو کاملا به دست ساوتهمپتونی ها داد. کلورلی و کریک باز هم کم آوردند و نتوانستند نبض میانه میدان را به دست بگیرند. کلورلی و کریک چند مشکل داشتند از جمله اینکه بعضی مواقع خیلی از هم دور میشدند و همچنین چندین پاس اشتباه دادند که باعث طرح ریزی حمله توسط تیم حریف میشد.
نکته دیگر این سیستم، وجود 9 نفر مقابل حملات منچستریونایتد بود! بازیکنان این تیم سریعا به آرایش دفاعی منظمی میرفتند و در یک چشم به هم زدن 9 بازیکن بین بازیکنان یونایتد و دروازه بان ساوتهمپتون وجود می آمد!
دلیل برتری و گلزنی تیم حریف این بود که بازیکنان ساوتهمپتون خصوصا مردان میانی به شدت پرس میکردند که از همین پرس ها بارها بازیکنان یونایتد اشتباه کردند و چندین موقعیت خطرناک برای ساوتهمپتون شکل گرفت. زمان حمله آرایش این تیم سریعا به 3-3-4 تبدیل میشد و از اشتباهات مدافعان کناری مان از دو توپ هوایی گل خوردیم.
نکات قوت و ضعف یونایتد چی بودن؟
خب، یه کم از یونایتد بگیم.
فکر میکردیم که با این سیستم به راحتی پیش میریم ولی سریعا به مشکل خوردیم. اگر بازی فولام رو دیده باشید، سمت راست یونایتد خیلی خطرناک بود و اون هم یک دلیل داشت. همکاری عالی رافائل-والنسیا. همتون بازیهای والنسیا رو دیدید. او کسی هست که توپ رو کاملا نزدیک خطهای کناری زمین می بره و باعث میشه که مدافع چپ حریف رو با خودش به کنار زمین بکشونه و با این کار دفاع تیم حریف باز می
شه و از این فضا، رافائل استفاده کرد. چندین بار مقابل فولام با این روش، رافائل از فضای خالی پشت مدافع حریف استفاده کرد و خطرساز شد.
اما برعکس، سمت چپ ما. دنی ولبک و اشلی یانگ برخلاف والنسیا، بازیکنانی هستند که دوس دارند توپ رو به میانه بیاورند. در این مورد میشه به کریس رونالدو زمانی که در یونایتد با اورا همکاری میکرد اشاره کرد. وقتی ولبک از کنار به یک دفعه به سمت وسط میاد، یه فضای خالی گوشه زمین نزدیک کرنر بوجود میاد که یادمه یه زمانهایی یه پاتریس اورا داشتیم که خوراکش این فضاها بود. البته بازی مقابل فولام از این روش اورا خیلی خطرناک ظاهر شد اما این بازی نه.
اینکه ولبک تمایل به آوردن توپ به وسط داره هم خوبه و هم بد. خوبیش همونی که گفتم یه فضای خالی گوشه میدان برای نفوذ اورا و بعضی اوقات کاگاوا بوجود میاد. اما بدیش وقتی پیدا میشه که پاتریس اورا ، اون پاتریس اورای همیشگی نیست. به همین خاطر موقع ضد حمله بدجوری کتک میخوریم. در این بازی هم بعد از نفوذ ولبک به میانه و خالی ماندن پشت او و نبود اورا، ضد حمله های خفنی خوردیم که میتونستیم گلهای بیشتری بخوریم.
پل اسکولز جهت بازی رو عوض کرد
یونایتد از دقایق تقریبا 50 به مشکل خفنی خورد. به مانند بازیهای قبلی ، خط هافبک یونایتد قفل شد و کلورلی و کریک در مقابل هافبکهای خستگی ناپذیر و دونده تیم حریف کم آوردن. پرس شدید و دوندگی بالا باعث ایجاد چندین حمله خطرناک شد که اونا تونستند به گل هم برسند. اما یک اتفاقا پایانی بود بر همه این آشفتگی ها و اون هم آمدن پل اسکولز بود! با اومدن پل اسکولز، فرگی به همون سیستم مورد علاقه خودش دست یافت. نانی به جای کاگاوا اومد و اسکولز هم به جای کلورلی. با این تعویض ها ، نانی سمت چپ اومد و ولبک و فن پرسی زوج خط حمله رو تشکیل دادند و سیستم یونایتد به 2-4-4 تبدیل شد. اومدن اسکولز مقارن شد با اینکه ساوتهمپتونی ها دیگه بی خیال حمله شدند و چسبیدن به دفاع. دفاع خفن 9 نفره یونایتد رو کلافه کرد. این یعنی توپ و میدان دست اسکولز و کریک. ضمن اینکه اسکولز تو ارسال پاس به گوشه ها تبحر خاصی داره و اومدن نانی به وینگر چپ این فضا را در اختیار اسکولز قرار داد.
در پایان هم، چیچاریتو به جای ولبک کاملا ضعیف وارد میدان شد و بسیار کارساز بود. چندین حرکت زیبا انجام داد و دفاع تیم حریف رو به هم ریخت. اصلا اون دستپاچگی در بازی چیچاریتو دیده نمیشد و خیلی آروم و زیبا بازی میکرد.
اعترافات علی جنی!
اما در نهایت، باید اعتراف کنم که 3 امتیاز رو شانس به ما داد! مستحق پیروزی نبودیم! چرا؟ 3 بازی پشت سر هم هست که دو هافبک مرکزی یونایتد خیلی ضعیف هستند و در هر بازی یکی اون وسط ویراژ میره و ما هیچ کاری نمیکنیم. اینبار هم این اتفاق افتاد. دومین مشکل ما خط دفاع هست. ویدیچ هنوز اون ویدیچ نشده. ساوتهمپتون یه مهاجم داشت به اسم لمبرت که پدر ویدیچ و فردیناند رو تو توپهای هوایی در آورد. دقیقا مثل فلینی. مدافعان کناری ها هم که سوراخ تیم بودن! تو گلها رافائل و سپس اورا مقصر اصلی بودن. اما خط حمله هم چنان قوی هست با وجود فن پرسی.
نتیجه کلی:این فصل زیاد گل میزنیم ولی زیاد هم گل میخوریم!
برچسبها: منچستریونایتد, ساوتهمپتون, گزارش بازی منچستریونایتد, هتریک فن پرسی


